menusearch
drkhanlarzade.ir

شباهت عشق و وسواس

به وب سایت رسمی دکتر فائزه خانلرزاده خوش آمدید
برای ارائه ی به روزترین خدمات روانشناسی
در خدمت شما هستیم

۱۴۰۴/۱/۱۳ چهارشنبه
(0)
(0)

شباهت عشق و وسواس

شباهت عشق و وسواس

عشق و وسواس: افراد عاشق، سرتونین cerotonin کمتری دارند.  مدارهای عصبی مرتبط با ارزیابی دیگران در آنها سرکوب شده.

این مقدار اندک سرتونین همان چیزی است که در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی دیده میشود. این نشان می دهد که چرا عاشق درباره معشوق خویش این همه وسواس فکری دارد.

  • ریشه واژه ” وسواس ” کلمه لاتین Obsidese است که معنای ” محاصره کردن ” را می دهد.
  • این کلمه ویژگی  اصلی تجربه وسواس گونه را  که همانا احساس در دام افتادگی است، بازتاب میدهد.
  • این احساس در ادبیات عشق که در آن اغلب از استعاره هایی مثل به دام انداختن و محبوس شدن استفاده می شود، به وضوح آشکار است. مردم ” اسیر عشق ” یا ” زندانی عشق ”  می شوند و دل هایشان ” تسخیر شده” ، ” در زنجیر عشق اسیر شده ”  به گروگان گرفته می شوند.

افکار وسواسی

  • بیماران وسواسی و افراد عاشق ظاهرا قادر به کنترل افکار خود نیستند. افکار و تصاویری را که وارد آگاهی میشود، نمی توان حذف کرد. اگر چه این تجربه در ابتدا برای عشاق لذتبخش است. اما خیلی زود برای آنها مسئله ساز میشود.
  • بیماران وسواسی اغلب در انجام وظایف روزانه دچار مشکل هستند. چون حواسشان همیشه با یک فعالیت درونی پرت میشود. همین مسئله در مورد عاشقان هم صادق است.
  • عاشقان غرق افکار خود میشوند. و درباره ” به سرانجام نرسیدن ” رابطه شان بشدت نگران هستند.

اجبار

عشق دارای عنصر اجبار هم هست. چون افراد مبتلا به عشق اغلب اجبار مقاومت ناپذیری در خود برای دنبال کردن معشوق احساس میکنند.

عاشقان به هنگام دور بودن از شریک زندگی اجبار شدیدی برای برقراری مجدد ارتباط با آنها احساس میکنند.

 رفتارهای آئینی

عاشقان پیش از رفتن به سر قرار، به آیینهای شور و شعف و تمیزکاری بسیاری پرداخته. توجه زیادی به پاکیزگی شخصی میکنند. مانند یک بیمار وسواسی برای حمام کردن وقت صرف میکنند. 

 یماران وسواسی از بدگمانی زیاد گله دارند و تقریبا به همه چیز شکاک هستند.  چه دستانشان را به اندازه کافی شسته باشند، چه نشسته باشند.

خواه وسیله برقی را خاموش کرده باشند، خواه نکرده باشند.

چه خاطراتشان قابل اطمینان باشد، چه نباشد.

چه احساساتشان قابل اطمینان باشد، چه نباشد.

خواه انجام آئین وسیله ای برای تصور کردن خطر باشد، خواه نباشد.

عاشقان بویژه عاشقان نامطمئن اغلب در جریان مداومی از زیر سوال بردن خود به سر میبرند

بدگمانی تعمیم یافته یکی از مشخصه های اصلی عشق است. عاشقان هم مثل بیماران وسواسی دائم از خودشان می پرسند:

  •  
  • آیا خوب به نظر می رسم؟
  • آیا باید آن حرف را می زدم؟
  • منظور او چه بود؟
  • آیا دارم چیزها را با عجله می گویم؟
  • آیا باید برایش یادداشتی بفرستم؟
  • آیا از احساس من خبر دارد؟

پیوند فکر و عمل

یکی از شگفت انگیزترین ابعاد وسواس که ارتباط نزدیکی با  خرافات دارد، “پیوند فکر و عمل” است.

عاشقان اغلب بسیار شبیه به پیوند فکر و عمل را تجربه میکنند. این پیوند بصورت یک آرزوست. عاشق در مراحل اولیه رابطه عاشقانه، سعی میکند شانس برخورد اتفاقی  با معشوق را صرفا با فکر کردن درباره او امتحان کند. به جای این فکر که ” امیدوارم امروز در ایستگاه اتوبوس باشد ” به خودش میگوید: ” آن جا باش، آن جا باش، آن جا باش.”

 

    

در این مرحله مغز شروع به تولید اندورفین Endorphin می کند.  این افیون مغز بیشتر شبیه مورفین هستند تا آمفتامین. بیشتر مخدر هستند تا محرک.

برخلاف PEA، اندورفین ها ذهن را ساکت می کنند.

. نرخ طلاق در سال های چهارم ازدواج به اوج خود می رسد. در این زمان شالوده هایی شیمیایی عشق شورانگیز فرو می ریزد.

در این مرحله رابطه یا آنقدر قوی است که ادامه یابد یا به همین جا ختم می شود.

برای مثال اندورفین ها هنوز می توانند به فرد احساس خوشبختی و امنیت بدهند. علاوه بر این اکسی توسین نیز هنوز در هنگام رابطه جنسی آزاد می شود و احساس رضایت و تعلق ایجاد میکند. وازوپروسین نیز به کمکتان می آید و همچنان در ایجاد وابستگی نقش بازی می کند.

 

 share network
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب